مولف ناشناخته
314
تاريخ شاهى ( فارسى )
و عمادآباد در سيرجان داريم كه قاعدة بايد منسوب به اين دو تن بوده باشد . ( 114 ) - ص 277 ، آش لشكر ، مقصود مخارج غذائى سپاه است . آب و آش دادن در اصطلاح كرمان به معنى ضيافت و مهمانى و غذاى نذر وقف پختن است ، خصوصا در ايام عاشورا . ( 115 ) - ص 282 ، در شهور ششصد و شصت و هفت ، چنان كه در مقدمه هم اشاره كردهام ، اين فصل بايد دنباله صفحات 224 و 225 باشد ، كه ناسخ در پايان كتاب ضبط كرده است . چون مطلب از وسط صفحه شروع ميشد ، امكان اشتباه صحاف در ميان نيست ، و از جهت حفظ امانت ، تغييرى در تركيب آن داده نشد . ( 116 ) - ص 283 ، بىبى تركان ، دختر قطب الدين ابو الفتح محمد ( 650 - 655 ه / 1352 - 1257 م . ) از عصمة الدين قتلغ تركان بود و خواهر پادشاه خاتون به شمار ميرفت . ناصر الدين منشى در باب اين خانواده گويد : « . . . و قطب الدين سلطان را از فرزندان ، دو پسر - حجاج سلطان و سيورغتمش سلطان بودند ، و چهار دختر : 1 - بزرگتر بىبى تركان كه از قتلغ تركان بود و او را به عضد - الدين امير حاجى داد ، و از وى پسران ماندند : نصرة الدين يولكشاه شاهى بود هنرپرورده ظريف . . . فاما آلودگى اعتقاد و ظلم و بيداد و سفاهت بر او غالب . . . ، و غياث الدين سيوكشاه ، او مردى عبوسروى و منقبضخوى ، قوسطبع ، وحشىنهاد . . . 2 - پادشاه خاتون نامزد اردوى اباقا خان شد ، 3 - قتلغ تركان خواهر اعيانى سيورغتمش سلطان كه به شاهزاده بايدو دادند ، 4 - يول قتلغ خاتون كه در حباله معز الدين ملكشاه بن امير سام آمد . . . ( سمط العلى ص 36 )